همه بایدطبیعت را نجات دهیم ...حال زمین پیر زیاد خوش نیست، فردا دیر است ...
تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393
نويسنده : اباذر آخانی

مذاکرات برای واردات‌ آب از تاجیکستان، که هیچ مرز مشترکی با ایران ندارد، شروع شده است. آنطور که برخی مسئولان می‌گویند قرار است گاز بدهیم و آب بگیریم.

البته گفته شده که مطالعات فنی و اقتصادی و زیست‌محیطی این طرح زمان‌بر است اما حمید چیت‌چیان، وزیر نیرو اعلام کرد اگر نیاز ایران به آب جدی‌تر شود، با وجود وابستگی که به دنبال این واردات خواهد آمد، این کار انجام خواهد شد. این واردات از راه افغانستان خواهد بود. راهی که به گفته علی فراستی، مدیر بخش حفاظت محیط زیست در شهرداری کالاباسس در شمال لس‌آنجلس که روی موضوع انتقال آب پژوهش کرده، انتقال آب از بیرون ایران را اصلا علمی و کاربردی نمی‌داند:
«این یک طرح غیرکارشناسی و غیراقتصادی است. عملی‌شدن این طرح احتیاج به پمپ‌کردن آب و عبور از کوه‌های بلند دارد و این آب با هزینه بسیار گرانی به ایران می‌رسد. هیچ مطالعات کارشناسی و تخصصی روی این کار انجام نشده. به نظر می‌رسد یک تصمیم سیاسی است. چه تضمینی هست که آبی که قرار است از تاجیکستان بیرون برود و از افغانستان عبور کند در آینده ایران را دچار مشکل نکند و این آب را قطع نکنند. همیشه در مورد آب هیرمند مشکل داشتیم و نهایتا‌ً به آنجایی رسیده که دریاچه هامون در حال خشک شدن است و ۳۰۰ روستا خشک شده‌اند. ما نمی‌توانیم امنیت آبمان را متکی به همسایگانی کنیم که در ۳۰ -۴۰ سال گذشته نشان دادند که نه پایداری اقتصادی دارند و نه ثبات سیاسی.»


موضوع واردات آب از تاجیکستان تازه نیست. مجید نامجو، وزیر نیرو در دولت احمدی‌نژاد در بهار ۱۳۹۱ امضای یک موافقتنامه  بین ایران، تاجیکستان و افغانستان را مطرح کرده بود. موضوعی که انتقادات زیادی را در پی داشت و حالا با بالاگرفتن مساله کمبود آب در کشور که باعث جیره‌بندی آب در برخی شهرهای ایران شده، جدی‌تر مطرح شده است. علی فراستی که دکترای ژئوپولتیک دارد و به گفته خود کار کردن روی موضوع کمبود آب در لس‌ آنجلس یکی از فعالیت‌های روزمره‌اش است، می‌گوید این طرح فقط یک مسکن موقت و ناکارآمد برای برخی شهرهاست که فقط شرایط آب مصرفی مردم را حل می‌کند، در حالیکه مشکل جای دیگری است:
«این آب تنها می‌تواند بخشی از نواحی مرزی در خراسان شمالی را تغذیه کند. اگر قرار است این آب برای کشاورزی استفاده شود، کشاورزی مقرون به صرفه نخواهد بود. اگر برای صرفا‌ً آب آشامیدنی است که اصلا‌ً مشکل ایران، آب آشامیدنی نیست، چون ۹۰ درصد آب مصرفی ایران در کشاورزی است. تنها ۱۰ درصدش در شهرها و برای آب آشامیدنی مصرف می‌شود. این رد گم کردن است که ما تمام فشار را بیاوریم روی شهرها بگذاریم. صرفا‌ً یک مانور تبلیغاتی است. مشکل آب  ایران مشکل آب کشاورزی است که ۶۵ درصد آن هدر می‌شود.»


برچسب‌ها: کم آبی, صرفه جویی
تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393
نويسنده : اباذر آخانی

سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست تایید کرد که آلودگی «بنزن» موجود در بنزین پتروشیمی‌ها طی سال‌های ۸۹ تا ۹۲ تا ۴۰ برابر حد مجاز بوده است.
به گزارش خبرگزاری ایلنا، دکتر یوسف رشیدی روز چهارشنبه پنجم شهریور در این زمینه گفت که «حد مجاز بنزن باید یک درصد و مواد آروماتیک ۳۵ درصد حجمی (بنزین) باشد»، اما بر اساس نامه رسمی شرکت پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی میزان بنزن موجود در بنزین پتروشیمی‌ها طی سال‌های ۸۹ تا ۹۲ «تا ۴۰ برابر حد مجاز بوده است».


ایلنا گزارش می‌دهد که خواب آلودگی، گیجی، سردرد، ناهشیاری، تحریک پوست، چشم‌ها و سیستم تنفسی، اختلالات خونی، اثر سوء بر مغز استخوان و کم خونی، خون‌ریزی بیش ازحد، اختلالات کروموزومی، آسیب به سیستم ایمنی و سرطان خون از جمله اثرات سوء بنزن است.
رشیدی در این زمینه به چندین مجتمع پتروشیمی اشاره کرد که بنزین خام تولیدی آن‌ها با استانداردهای بین المللی تفاوت دارد.
وی برای نمونه با اشاره به اینکه طی این سالها آلوده‌ترین ترکیب بنزین توزیعی بنزین پیرولیز بوده است، افزود که «متاسفانه میزان بنزن موجود در این بنزین بین ۳۰ تا ۴۰ درصد حجمی و ترکیبات آروماتیک آن بین ۶۰ تا ۶۵ درصد حجمی بوده است».
این مقام سازمان حفاظت محیط زیست همچنین به چندین برابر شدن بنزین تولیدی پتروشیمی‌های برزویه و بندر امام طی این دوره زمانی اشاره کرده است که میزان بنزن و ترکیبات آروماتیک آن‌ها با استانداردهای یورو ۴ اختلاف فاحشی دارد.
رشیدی همچنین ضمن تاکید بر اینکه در هیچ جای دنیا از ترکیبات تولیدی در پتروشیمی‌ها به جای بنزین استفاده نمی‌شود، گفت که «متاسفانه برخی آقایان با سیاسی کردن موضوع آلودگی این بنزین‌ها و هدایت این موضوع به مباحث غیرکار‌شناسی، سعی در تکذیب این امر کرده بودند».
آلودگی بنزین پتروشیمی‌ها در ایران طی چند سال اخیر همواره موضوعی جنجالی بوده است. ایران تا سال ۸۸ چهل درصد از بنزین مصرفی خود را از خارج تامین می‌کرد، اما با تحریم صادرات این محصول به ایران توسط آمریکا، تهران برای جبران کمبود ظرفیت پالایشگاهی تولید بنزین، به تولید این سوخت در مجتمع‌های پتروشیمی روی آورد.
پس از مدتی گزارش‌های متعددی از پایین بودن «ده‌ها برابری» استاندارد تولید بنزین و گازوئیل ایران نسبت به استانداردهای جهانی منتشر و مشخص شد که دولت محمود احمدی‌نژاد برای تولید بنزین در پتروشیمی‌ها مجبور به اضافه کردن کاتالیست‌های شیمیایی مانند «ام‌تی‌بی‌ای» به بنزین شده است.
«ام‌تی‌بی‌ای» ماده‌ای سمی و به شدت سرطان‌زا است و استفاده از آن در بسیاری از کشورهای دنیا برای تولید بنزین ممنوع است.
سازمان محیط زیست ایران نیز چندین مرتبه نسبت به تولید و توزیع بنزین پتروشیمی‌ها هشدار داد؛ اما دولت محمود احمدی‌نژاد همواره گزارش‌ رسانه‌ها درباره بی‌کیفیت بودن بنزین تولید داخل را رد ‌کرده و مدعی بود که تولید بنزین در داخل کشور بر اساس استانداردهای اروپایی است.
نهادهایی مانند شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران نیز در دولت گذشته همواره تاکید داشته‌اند که کیفیت بنزین تولید پتروشیمی‌ها «مطابق استانداردهای پالایشگاهی» است.
عباس کاظمی، معاون وزیر نفت ایران ۱۵ اردیبهشت امسال یکی از دلایل افزایش سرطان در کلان ‌شهرهای ایران را عرضه بنزین پتروشیمی‌ها عنوان کرده بود.
ایران تا فروردین ماه امسال به طور متوسط ۵٫۵ میلیون لیتر بنزین  در پتروشیمی‌ها تولید می‌کرد، اما وزارت نفت از آن زمان تولید هرگونه بنزین در پتروشیمی‌ها را ممنوع اعلام کرد.
بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران، نیز پیش از این روز ششم اسفند پارسال، «آلاینده و خارج از استاندارد» بودن بنزین پتروشیمی‌ها را تایید کرده و گفته بود که «قطعاً در تهران دیگر این نوع بنزین توزیع نخواهد شد».


برچسب‌ها: سوخت, آلودگی هوا
تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393
نويسنده : اباذر آخانی

یک خرس قهوه‌‌ای که در یک سیرک از او به عنوان مکمل هیجان برنامه موتورسواری استفاده می‌شد و بر اثر شرایط بد نگهداری عصبی و بیمار شده بود، از سیرک نجات یافته و برای بهبود وضعیت به مرکز بازپروری پردیسان منتقل شد.

گزارش ها حاکی است این خرس قهوه ای به همراه دیگر حیوانات، بخشی از برنامه موتورسواری بوده‌اند. در پارک ورزنه در شرق اصفهان، یک گروه نمایش موتورسواری یک استوانه چوبی به قطر شش متر درست کرده و در آن با موتور چرخ می‌زدند. این گروه برای این‌که هیجان برنامه را بالا ببرد، یک قفس فلزی درون استوانه گذاشته و این خرس قهوه ای را در آن انداخته‌اند. با صدای بلند موتور، خرس به وحشت دچار شده و نعره می‌زند و با هدف سرگرم کردن تماشاگران، این خرس در این وضعیت نگهداری شده است.
این خرس در تمامی اوقات در این قفس درون استوانه زندانی بوده است. همچنین دو قفس دیگر برای اضافه کردن میمون و مار هم برای افزایش هیجان برنامه اضافه شده است.
یک کاربر شبکه اجتماعی فیسبوک در تاریخ ۱۵ مرداد پستی نوشته و در آن به این عملیات شکنجه حیوانات اعتراض می کند. این نوشته دست به دست شده و در پی آن جریانی شکل گرفت که در پایان موثر بود. سازمان محیط زیست ایران به اداره کل محیط زیست اصفهان نامه نوشته و درخواست کرد خرس را به تهران منتقل کنند و حیوان روز پنجم شهریورماه به تهران منتقل شد.
ایمان معماریان، دامپزشک مرکز بازپروری پردیسان که این خرس قهوه ای را بررسی و معاینه کرده در مورد شرایط او به رادیو فردا می گوید: « این خرس جوان که دندانهای نیش پایینش کشیده شده و از فشار عصبی رنج میبرد در حال حاضر در قرنطینه پارک پردیسان نگهداری می شود.»
وی می افزاید: «خرس قهوه ای که در انتهای دیوار مرگ موتور سواری نگهداری می شد بعد از بیهوشی و معاینات اولیه به مرکز بازپروری پردیسان انتقال یافت. در حال حاضر با وجود کشیده شدن دندانهای نیش پایین و وضعیت عصبی در قرنطینه قرار دارد. دور گردن حیوان نیز با توجه به سال ها زنجیر داشتن، آسیب جدی دیده است.»

این خرس و سایر خرس های قهوه ای موجود در سیرک های ایران سال هاست که از طبیعت محل زندگی خود در زمان تولگی و بعد از کشتن مادرشان جدا می شوند و در مکان هایی که به هیچ عنوان شرایط نگهداری این حیوان را ندارند نگهداری می شوند. به گفته آقای معماریان، تنها راهی که بتوانند برای سیرک خرس بگیرند، اسیر کردن آن ها در بچگی است وگرنه وقتی بزرگ می شوند هیچ راهی نیست که بتوانند این حیوان را اسیر کنند.
ایمان معماریان گفت: « این در حالی است که سازمان محیط زیست هم سال هاست که می بیند و می داند و چشمهایش را بسته است. مگر مواردی مانند این خرس که رسانه ها به داد حیوان رسیدند. وضعیت برخورد با خرس قهوه ای در ایران باعث شده تحت گونه خاص ایرانی خرس قهوهای به شدت در خطر باشد.»
به گفته آقای معماریان، با توجه به سن کم این خرس، بهبودی سریع حیوان دور از انتظار نیست.
وی همچنین از کسانی که شاهد چنین برنامه هایی هستند درخواست کرد نسبت به آن بی تفاوت نباشند و از مردم خواست: « اول این که با خرید بلیت این جور معرکه گیری ها به مشکلات حیات وحش ایران اضافه نکنند و به این افراد کمک نکنند و به اداره محیط زیست اطلاع بدهند تا سازمان محیط زیست ایران بداند حیات وحش ایران برای ایرانیان اهمیت دارد و این حیات وحش زخمی توان تحمل زخم های بیشتر را ندارد و رو به نابودی است.»


برچسب‌ها: سیرک
تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393
نويسنده : اباذر آخانی

  رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در همین زمینه به آنا می‌گوید: شواهد نشان می‌دهد خشکیدگی و مرگ درختان در سطوح بالا در سراسر کشور در حال گسترش است. زوال یک میلیون هکتار جنگل در زاگرس نشانه هولناکی از بیابانی شدن ایران است. زوال اکوسیسم در زاگرس نیز نشان می‌دهد چطور سوء مدیریت منابع طبیعی توانسته حیات کشور را به مخاطره بیندازد.

هادی کیا دلیری همچنین معتقد است: عوامل مرگ جنگلی کشور غیرطبیعی است. دخالت‌های بیش از توان در اکوسیستم، حذف عناصر اکوسیستم مانند نابودی حیات وحش، چرای دام بیش از حد، آتش‌سوزی‌های عمدی و تغییرات اقلیمی و غیره عارضه‌هایی هستند که سبب بروز طغیان آفات و بیماری در سطح وسیع شده است که باید به همه این مسائل، مدیریت اشتباه و بهره‌برداری بیش از حد را نیز اضافه کنیم.
به گفته این کارشناس جنگل، نابودی 40 هزار هکتار از گونه‌های بومی شمشماد در شمال ایران نیز حاکی از آن است شرایط طبیعی در ایران در حال عوض شدن است.  در سال‌های گذشته آفات از غرب و جنوب در حال گسترش بوده اما حالا به سمت شمال کشور پیش‌روی کرده است. آتش سوزی در پارک ملی گلستان نیز بی‌شک به این فرایند تخریب در جنگل‌های هیرکانی کمک می‌کند.
کیا دلیری می‌افزاید: بلوط بلند مازو در حال مرگ است. بلوط ایرانی در زاگرس نیز در حال نابودی است و بلوط‌های قفقازی نیز که از نژاد هیرکانی است، دچار مرگ دسته جمعی شده‌اند. خشکیدگی شاه بلوط در گیلان و همینطور گونه انجیلی(پرسیکا)، کاسپیکا(یا کاسپین) از دیگر گونه‌های بومی ایران هستند که یکی یکی به حالت ایستاده می‌میرند. با روند تخریب منابع طبعی و جنگل‌ها در ایران، استعداد آسیب پذیری اکوسیستم بیشتر شده و مقاومت اکوسیستم نیز پائین آمده است.
جنگل‌ها در کشور به سمت شهری شدن پیش می روند و هر روز میانگین عمرشان پائین می آید و دچار بیماری می شوند. جنگل‌ها دیگر قابلیت بازیابی خود را ندارند و دچار آفت شده اند. همه این عوامل دارد کشور ایران را به سمت و سوی یک کشور بدون جنگل و با فرسایش بالای خاک می برد و ایران را به بیابانی بی ارزش بدل می کند.
ایران کشوری به رنگ قرمز
محمد درویش کارشناس محیط زیست و محقق حوزه بیابان، پیشتر ایران بیابانی را در آیینه آمار بررسی کرده و وضعیت کشور را اینطور ارزیابی کرده بود که جدیدترین نقشه‌های جهانی بیابانزایی، قلمرو ایران را تماماً با رنگ قرمز نشان داده است که نشان‌دهنده‌ وخامت شرایط در کشور است.
پوشش جنگلی کشور در مقطع 30 ساله (1370-1340)، حدود 6 میلیون هکتار از عرصه‌‌اش کاهش یافته و به 12 میلیون هکتار رسیده است. بیش از 55 درصد جنگل‌های غرب و 95 درصد جنگل‌های ارس شمال خراسان نیز از بین رفته است به طوریکه سهم سرانه‌ هر ایرانی از جنگل در آینده‌ نه چندان دور ممکن است و به 0.2 هکتار هم نخواهد رسید که این رقم کمتر از یک چهارم استاندارد جهانی است.
به گفته درویش، رقم سالانه‌ تلفات خاک کشور (دست‌کم 2 میلیاردتن یا 770 هزار هکتار)، معادل 20 درصد فرسایش طبیعی خاک‌ها و 7/7 درصد مقدار شستشوی خاک در مقیاس جهانی است. این میزان با توجه به سهم 2/1 درصدی ایران از مساحت خشکی‌های جهان بسیار قابل تأمل است؛ آن هم در شرایطی که هر هکتار خاک کشور با دریافت 2/760 مترمکعب آب در سال، تنها یک‌چهارم سهم آبی را دریافت می‌کند که به طور متوسط هر هکتار خشکی در جهان.
آنطور که این کارشناس بیابان پیشتر مطرح کرده است؛ سهم قابل توجهی از آب قابل استحصال کشور، بدون استفاده هرز می‌رود و آن بخشی نیز که مهار می‌شود، با کمترین بازده ممکن، به چرخه‌ تولید تخصیص می‌یابد. علاوه بر این، 15 درصد اراضی زراعی کشور نیز بر اثر آبیاری مفرط، دچار ترکیبی از فرایندهای شوری، سدیمی و ماندابی‌شدن شده‌اند. شرایط چنان نگران‌کننده است که در قانون حفاظت خاک و آبخیزداری کشور، بیش از نیمی از مساحت ایران را (88 میلیون هکتار) از نظر میزان فرسایش در هکتار، دارای حالت بحرانی اعلام کرده‌اند.


برچسب‌ها: جنگل, بیابان
تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393
نويسنده : اباذر آخانی

می دانید؟
خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست.
خشونت، تحقیر، آزار و گاهی یک نگاه است.
نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند.
نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده.
نگاهی که ما نمی بیینیم.
که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که آرام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته

خشونت بی کلام،
بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود،
غمگین می شود.
نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد.
انگار خودش نباشد.
انگار بترسد که خوب نیست.
که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد سکسی تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد.
خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد.
خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد.
مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده
...

تهمينه ميلاني


تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393
نويسنده : اباذر آخانی
پارک ملی لار

منطقه حفاظت شده لار بين استان هاي تهران و مازندران و در موقعيت N3554 عرض شمالي و E5133 طول شرقي واقع شده است. مساحت آن در حدود 31000هكتار مي باشد. منطقه لار با وسعتي حدود ۷۳۵۰۰ هكتار در دامنه جنوبي رشته كوههاي البرز قرار دارد كه در سال ۵۴ به پارك ملي تبديل شد و و از سال ۶۱ طبق مصوبه شوراي عالي حفاظت محيط زيست به عنوان منطقه حفاظت شده اداره مي شود و از سال 70 بعضي از مناطق آن براي شكار و تيراندازي ممنوع اعلام گرديد. دریاچه 20 كيلومتري لار يكي از مراکز تفریحی این منطقه است.

اين دره در70 كيلومتري شمال شرقي تهران واقع شده است و از قسمت شمال به كوه هاي نور، از غرب به خاتون بارگاه و گرمابدر، از قسمت جنوب به لواسانات و از قسمت شرق به كوه دماوند و پلور محدود مي شود.راه هاي اصلي ورود به منطقه از مسير جاده تهران ـ آمل (هراز) پس از ورود به پلور از طريق سه راهي لار به پست ورودي محيط باني دليچاي مي رسد و از طريق جاجرود يا گلندوك مي توان وارد جاده سد لتيان شد. پس از گذشتن از گردنه ايرا به پست محيط باني قوش خانه و سپس كمر دشت رسيد. همچنين جاده رودهن به ايرا نيز به ورودي قوش خانه منتهي مي شود.به دليل كوه ها و ارتفاعات فراوان اطراف اين منطقه و وضعيت جوي نامتغير از ناحيه خزر بارندگي و نزولات جوي را در اين منطقه شاهد هستيم كه عمدتا به صورت برف مشاهده مي شود. منطقه حفاظت شده لار داراي دو اكوسيستم كوهستاني و آبي است. اين منطقه داراي انواع گونه هاي گياهي و جانوري است كه در اين ميان ماهي قزل آلاي خالدار كه از نادرترين گونه هاي آبزي جهان است بر اهميت اين پارك افزوده است. اين پارك داراي چشم اندازهاي بسيار زيبايي است. چشمه ها و رودخانه هاي پرآب زيستگاه هاي امن در دوسوي اين دره زيبا طراوت و جذابيت آنرا دوچندان كرده است.

پوشش گياهي اين منطقه به علت چراي بي رويه تغييراتي در آن صورت گرفته ولي به طور كلي پوشش گياهي آن علفزار است كه شامل گنسيان، بوته زارها ، پوشش هاي آلپي, و شقايق وحشي است اين دره داراي گياهان صنعتي و دارويي و غذايي است كه از ميان آنها مي توان به قارچ، كاسني، گلپر، آويشن, شيرين بيان، باريجه، چاي كوهي، بار هنگ و شنگ … اشاره كرد.
از لحاظ حيات وحش جانوري به دليل موقعيت ويژه كوهستاني و آبي داراي گونه هاي متفاوتي است.
پرندگان اين منطقه كه جمعاً يكصدگونه است شامل: كبك، عقاب، سارگپه، درنا، فلامينگو، دليجه ,‌كبك دري و‌ … را نام برد. عقاب طلايي، گونه ای بي همتا تنها در این حوزه از ایران زیست مي كند و بومی این منطقه است.

پستانداران اين منطقه شامل كل و بز، قوچ ، خرگوش، سمور, ميش البرز مركزي, خرس قهوه اي ,‌پلنگ , گرگ, روباه ‌, گراز و گربه وحشي و … است. در اين دره به علت داشتن زيستگاه امن و مناسب، پستانداراني چون كل و بز رشد خوبي در اين سال ها داشته اند.
دوزيستان و خزندگان اين منطقه شامل: افعي, افعي دماوندي، افعي البرزي, مار، مارمولك، بز مجه, لاك پشت، قورباغه.
آبزيان: ماهي قزل آلاي خال قرمز.


برچسب‌ها: ایران ما, پارک ملی
تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393
نويسنده : اباذر آخانی


برچسب‌ها: بدون شرح
تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393
نويسنده : اباذر آخانی


برچسب‌ها: سخن روز


آخرين مطالب